حقیقت جالب - کلاس دوم سه تیزهوشان
X
تبلیغات
رایتل

حقیقت جالب

کلاس دوم سه - این داستان رو که براتون تعریف می کنم ، حقیقت داره . ممکنه خنده تون بگیره . بسم الله :


روزی 4 تا دانشجو بودند . شب قبل از امتحان عوض اینکه درسشون رو بخونند ، می رن خوش گذرونی . بعدش که خوش گذرونیشون تموم شد ، اومدن گفتند که ما باید یک کلکی بزنیم که استاد ازمون امتحان نگیره . نقشه خودشون رو درست می کنند . فرداش که می رن پیش استادشون ، استاده می بینه که این 4 تا با لباس کثیف و خسته و خرد وارد کلاس شدند . می گه : شما چرا این طوری هستید ؟

یکیشون میگه : راستش دیشب داشتیم با ماشین میومدیم ، ماشین وسط راه پنچر شد و مجبور شدیم تا اینجا ماشین رو هل بدیم . 

استاده که می بینه بیچاره ها نتونستن برسن و درس بخونند ، بهشون می گه : خوب بچه ها ، بهتون فرصت می دم . 3 روز مهلت دارید تا درس هاتون رو بخونید .


بقیش ادامه مطلب !

خلاصه این 4 تا می رن حسابی به قول معروف خر خونی می کنند و میان دانشگاه و با اعتماد به نفس کامل به استاد می گن که ازشون امتحان بگیره !

استاده بهشون می گه : چونکه این امتحان مخصوصه و به هیچ کس همچین فرصتی داده نشده ، هر کدومتون باید توی یک کلاس بشینید .

دانش جوها با اعتماد به نفس کامل قبول می کنن و می رن تا امتحان بدن ، امّا امّا امّا ... !


امتحان 2 تا سوال بیشتر نداشت .


سوال 1 : نام و نام خانودگی ( 2 نمره )


حدس می زنید سوال بعدی چی باشه ؟


کدام لاستیک پنچر شد ؟ ( 18 نمره )


1) لاستیک جلو سمت راست


2) لاستیک جلو سمت چپ


3) لاستیک عقب سمت راست


4) لاستیک عقب سمت چپ


آخرین ارسال ها